آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 16 آبان ماه سال 1386

بسم الله الرحمن الرحیم

در ادامه سیاستهای خصمانه رژیم آپارتایدی ولایت فقیه، عده‌ای از علما و جوانان اهل‌سنت دستگیر و بعضا ربوده شده‌اند و به طور فجیعی مورد ضرب و شتم قرار گرفته  و وضعیت جسمانی آنها نیز وخیم گزارش شده است که در آخرین تحرکات رژیم شیخ عبدالحمید دوسری – حفظه الله- از علمای به‌نام خوزستان (امام جمعه محترم و مبارز مسجد اروندکنار) بعد از آنکه با قید ضمانت از زندان آزاد گشته‌اند دوباره رژیم اقدام به بازداشت ایشان کرده و به شش سال زندان محکوم کرده است.

 

جامعه اهل سنت خوزستان تحت شدید‌ترین تبعیضات اجتماعی، از بدیهی‌ترین حقوق خود محروم بوده و در صورت کوچکترین فعالیت ( بویژه دینی)‌با ناملایمت دست‌پروردگان قلعه الموت خامنه‌ای روبه‌رو می‌شوند.

 

در سالهای اخیر موج فشار‌ها و تهدیدات رژیم در این منطقه محروم روندی صعودی و روزافزون داشته و اعراب ساکن این استان در بدترین شرایط به زندگی روزانه خود ادامه می‌دهند.

 

بعد از ناآرامی‌های گسترده در این استان، بسیاری از جوانان عرب به بهانه‌های واهی و جرم‌های ناکرده اعدام گشته و عده‌ای نیز هم‌چنان در انتظار اجرای حکم هستند.

 

در کردستان نیز بعد از دادن حکم تبعید بسیاری از جوانان فعال این منطقه، رژیم با ربودن استاد ایوب گنجی از داعیان پرتحرک شهر سنندج، بعد از ضرب و شتم شدید تا سرحد مرگ، ایشان را راهی بیمارستان کرده و هم اکنون در وضعیت جسمانی بدی به سر می‌برند، این در حالی است که رژیم بعد از جمع‌آوری کتب و نوشته‌های بسیارشان که در مورد صحابه و امهات‌المومنین نوشته شده بود  چندین‌بار ایشان را از حضور در مساجد منع کرده است.

 گفتنی است که وضعیت ایشان به دلیل تزریق آمپول، نگران کننده است و بیم آن می‌رود که تاثیرات ناشی از سموم آن، بعد از گذشت مدت زمانی بروز نماید از این رو بر برادران واجب است که نسبت به شرایط ایشان سستی نکرده و نسبت به مداوا و احیانا بستری ایشان اقدام نمایند.

 

بجنورد واقع در استان خراسان شمالی نیز شاهد تکان‌دهنده‌ترین صحنه سال خود بوده است.

بعد از آنکه برادران ترکمن ساکن در این شهر( محله جوادیه )بعد از دو سال  زحمت شبانه‌روزی و خستگی‌ناپذیر، سرانجام توانستند مسجدی را در این شهرستان با کمک و همیاری مردم آن بنا کنند رژیم با ددمنشی و مبغضانه  شب سه‌شنبه ۷/۸/۸۶ اقدام به شهادت این مسجد کرده‌ و چندباره یاد و خاطره مساجد شهید شده اهل‌سنت را در اذهان زنده کرده است.

 

قساوت و دشمنانگی رژیم خمینی تا به حدی است که حتی صدای اذان اهل‌سنت را نیز برنمی‌تابد و بدیهی‌ترین حقوق یک انسان را که همانا عبادت برای خداوند است نادیده می‌گیرد.

 

آری رژیمی که خود را اسلامی‌می‌نامد و بانگ وحدت و انسجام برآورده مساجد اهل‌سنت را ضرار می‌خواند و در شهادت آنها کوچکترین شکی در خود راه نمی‌دهد.

 

رژیمی که جوغه‌های قتل و کشتار را به حرمین شریفین می‌فرستد، بر سر مسجد شهید شده شیخ فیض محمد مشهد بولدوزرها حاضر می‌کند، بر مسجد مکی گلوله و آتش می‌فرستد ..چه باک از شهادت مسجد غریبی در خراسان شمالی دارد؟

 

آری صفویان زنده‌اند...و هم‌چنان به نابودی عقیده و ملت اهل‌سنت تمایل دارند و از شهادت مساجد و عبادتگاهها لذت می‌برند.

 

اما در سیستان - منطقه غربای اهل‌سنت- سرانجام رژیم و اعوانش با یورش غیر انسانی به مدرسه محمدیه اسلام‌آباد لوتک، بر کتاب قطور ظلم و ستم خود برگی تازه افزودند.

 

بعد از ماهها دسیسه و توطئه، صرب‌زاده‌گان تربیت‌شده الحاد و بی‌دینی با همکاری نیروها انتظامی ، بغض و حقد دفینشان را علنی کرده و اقدام به تصرف این مدرسه دینی کرده‌اند. علاوه براین مدیر مدرسه را نیز بازداشت کرده و روانه زندان کرده‌اند.( این چندمین بار است که ایشان را بازداشت می‌کنند)

 

انتظار می‌رود که این روند نیز بر ای جمعی از اساتید و دست‌اندرکاران حوزه من جمله کسانی که کمک مالی کرده‌اند ادامه داشته باشد.

 

بعد از سر کارآمدن دولت جامداندیش و انحصارگرای پاسدار احمدی نژاد، کرسی‌ها و مدیریت‌های حساس استان تماما به زابلی‌‌های افراطی و متحجر سپرده شد و این استان محروم_‌ اهل سنت –  به کشتارگاه ملت بلوچ تبدیل گشته است.

 

اعدام و بازداشت به بیشترین حد خود در سالهای آخر رسیده و علنا وفاداران انجمن حجتیه و سرسپرده‌گان رژیم  به قلع و قمع مردم این استان می‌پردازند و در مقابل دیدگان جهان روزانه دهها جوان این مرزو بوم را به چوبه دار می‌کشند.

 

مجرمان اصلی این جنایات در درجه اول مسئولان بلندپایه نظام و سپس اعوان آنها در داخل استان( دهمرده، شهریاری،سلیمانی، نکونام، و ...) می‌باشند.

 

شایان ذکر است که دفتر نمایندگی ولایت فقیه در امور اهل‌سنت نقس اساسی را در این لعبه پلید بازی می‌کند و چنانکه سوابق وی نشان می‌دهد بزرگترین جنایت‌ها در حق اهل‌سنت از مجرای تایید این مرکز جور و فساد عبور کرده است.

مهم‌ترین ماموریت این دفتر، کما اینکه این وظیفه در کردستان برعهده مرکز بزرگ اسلامی است شناسایی و زمینه‌سازی جهت ترور نخبه‌گان و علمای اهل‌سنت است و در شهادت مساجد و تعطیلی مدارس دینی نیز عامل اصلی تحریک و تشویق مجریان سیاستهای شوم می‌باشد.

 

اما در این اثنا منطقه سیستان که بیش از چهل درصد آن را اهل‌سنت تشکیل می دهد به کانون مانور و عربده‌کشی نوکران و اعوان رژیم تبدیل شده است که در آخرین اقدام آنها مدرسه محمدیه را تعطیل کرده و بر میلیونها سرمایه مردم مظلوم منطقه تسلط یافته‌اند.

 

هم‌چنانکه رژیم در سالهای قبل با تعطیلی مدارسی چون حوزه اهل‌سنت صالح‌آباد خراسان برنامه‌های ضد اسلامی خود را آغاز کرده بود این‌بار نیز با همان شیوه – و با پیش کردن عده‌ای ناآگاه- خصومت خود را نسبت به اسلام و عقیده اسلامی بیش‌تر از پیش علنی کرده است.

پیش‌آهنگ تعطیلی این حوزه از حلقوم کسانی خارج شد که خود را آشنا می‌خوانند و آلت دست نظام گشته‌اند و در مسیر عداوت نظام بر ضد اهل‌سنت نقش سپر را بازی می‌کنند.

آنها را به تقوای و ترس از محاسبه خداوند دعوت می‌کنیم و از قهر خداوند و آه و انتقام ملت مظلوم حذرشان می‌دهیم.

...به ذاکره و خاطره خود مراجعه کنید و رفتار رژیم و مردم را در مقابل کسانی که روزگاری نزدیک در همان جایگاه شما و بر سبیل شما پا گذاشته بودند به خاطر آورید... چه نصیبشان گشت؟! خواری بعد از عزت، اهانت بعد از احترام.

 

شورای مرکزی جامعه اهل‌سنت ایران با محکوم کردن اقدامات خصمانه رژیم غیر اسلامی و غیر مردمی ولایت فقیه، مسئول تمامی این حوادث را شخص اول حکومت می‌داند...

کسی که مستقیما در قتل و شهادت علما و فرزندان اهل‌سنت دست داشته و نقطه به نقطة  مناطق اهل‌سنت از وحشی‌گریهای شخص مذکور یادگاری از خون و آتش برداشته است...

کسی که امسال نیز با خدعه‌ای دیگر جهانیان را به تعجب واداشت و آن چیزی نبود جز نامگذاری سال 86 به عنوان سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی.

سالی که به تمام معنا دستان پلید و خون‌آلود خود را به سوی جامعه اهل‌سنت دراز کرد و از تجاوز او  شجر و حجر نیز در امان نماندند.

 

به راستی که ظلمت شب ظالم به اوج رسیده و دست‌پاچگی و موهومات او را رم داده است و به هر سویی زهر می‌پاشد.

 

اما  فرزندان اهل‌سنت زنده‌اند و دیر یا زود پاسخ گستاخی‌های او را خواهند داد و دیگر آن روز راه گریزی نیست...پس قبل از آنکه موعد شما و اعوان شما به سر رسد بهتر و نیک‌فرجام‌تر آن است که دستان غدر و خیانت خود را از سر این ملت کوتاه کرده و به تجاوز و هتک حرمت خانه‌های خدا و بندگانش پایان دهید.

 

شورای مرکزی با اظهار همدردی با تمام قربانیان این حوادث از خداوند متعال برای آنها صبر و بردباری و اجز جزیل خواهان است. بدون شک ایستادگی شما رمز اول نصرت و پیروزی است و نشان از استعداد و لیاقت این ملت برای دست‌یافتن به حقوق حقه خود می‌باشد.

 

صبور باشید و در راه خداوند .و راهی که تاکنون صدها شهید وقربانی به خود گرفته است متین و مقاوم گام بردارید.

 

در پس ظلم ظالم تطمیع و تهدید است...تهدید او نهایتش شهادت ما و تطمیعش در صورت رضا خذلان و سرافکندگی ما است.

 

امروز خون علما و شهدای ما به بار نشسته است و نسیم مبارزات آنها روزهای نصرت را نوید می‌دهند ...مهم‌تر از آن سبیل مجرمین را بر ما روشن ساخته‌اند و این رم دشمن از دست‌پاچگی و رسوایی اوست.

  

هم‌چنین کلیه اقشار جامعه را به همیاری و همکاری با این سواد اعظم که لحظه‌هایش را از درد و رنج سرشار کرده‌اند فرا می‌خوانیم.

 

مطمئنا وضعیت اهل‌سنت بعد از روی کارآمدن پاسداران افراطی رو به بهبودی نخواهد رفت مگر آنکه این جامعه به پا خیزد و در راه عقیده و ایمان خود پیمان اتحاد و یک‌پارچگی ببندد...آری درد ما تفرقه و دوا در وحدت است.

 

امروز بیش از هر زمان دیگر جامعه اهل‌سنت به اتحاد و وحدت نیاز دارد و بایستی کوچکترین روزنه‌های تفرق و تمزق را بر کسانی که تاب اذان مساجد را ندارند مسدود کرده و یک‌صدا و یک‌دست گستاخی‌های ظلمت‌پرستان را پاسخ دهیم.

اما این ندا قبل از هر کسی احزاب، جنبش‌ها و جماعات مختلف را مخاطب قرار داده و بایستی صفوف آنها بیش از مردم به همدیگر نزدیک باشد.

 

سکوت احزاب و دسته‌جات متفاوت،سکوت جوامع و سازمانهای بین‌المللی را در پی خواهد داشت، در حالی که احزاب ایرانی با کمال تاسف حتی در مقام شعار نیز از اهل‌سنت سخنی به میان نمی‌آورند چگونه از سازمانها و جوامع بین‌المللی انتظار کمک و همکاری را داشته باشیم؟!

 

روزانه و بلکه دقائق اقوامی را نه به جرم قومیت بلکه صرف داشتن عقیده‌ای جدا از حکومت به سلول‌ها می‌اندازند...بر چوبه‌های دار آویزان می‌کنند...فیزیکی و شخصیتی ترورشان می‌کنند و کسانی که داد آزادی و مرگ بر ظلم را سر داده‌اند آگاهانه چشمان خود را فرو بسته بلند‌ترین نغمه آنها سکوت است!!

 

برنامه‌های و سیاستهای رژیم در ادامه طرح‌های ضد اسلامی است که سطح دنیای اسلام را در بر گرفته و هم‌اکنون مهم‌ترین هدف آنها در از بین بردن اهل‌سنت ایران خلاصه شده است.

 

از این رو ما تمام دنیای اسلام را مخاطب قرار داده و از آنها می‌خواهیم که نسبت به برادران خود احساس مسئولیت کرده و از مساعدت و ارائه راههای کارگشا دریغ نکنند.

بدون شک این آتشی است که دامان همه ما را خواهد گرفت..اگر دیروز اهل‌سنت ایران در این آتش گرفتار آمد امروز عراق و افغانستان می‌سوزد و فردا دامان هرآنکه شهادتین را بر زبان آورد خواهد گرفت.

 

این ندایی است که اهل‌سنت و هم‌چنین خردمندان ایرانی بر دنیا می‌خوانند و تاریخ ثبت خواهد کرد... پس قبل از آنکه فساد و الحاد این افعی، تمام سرزمینهای شما را در برگیرد و قبل از آنکه دست‌پروردگان ارسالی این مرکز جور و ستم ممالک شما را هدف قرار دهند – کما اینکه در عراق و افغانستان و . ..شروع کرده‌اند –  برای پیشگیری و درمان به موقع، به یاری اهل‌سنت ایران شتافته  و از هرگونه اهمال و بی‌تفاوتی خودداری کنید.

 

نقاب رسوایی و نفاق این جماعت منجمد برداشته شده و اکنون با بحران سازی در تلاش برای اثبات و تحمیل خود بر جامعه اسلامی هستند.

 

آنچه در عراق شاهدش هستیم و لابد در افغانستان نیز خواهیم دید ثمرات خبیث مدرسه خمینی و انقلاب هزار رنگ اوست، سالهاست که حوادث عراق در ایران جاری است اما سکوت دول و ملل از طرفی و عجز اهل‌سنت از سوی دیگر بر این جنایات پرده پوشیده است.

 

پس به همه کسانی که آهی برای دادخواهی دارند و هم‌چنین به کسانی که شعار آزادی و دفاع از حقوق بشر سر داده‌اند با صراحت می‌گوییم که تاکنون محاسبات شما در ریشه‌یابی مشکلات منطقه اشتباه بوده است.

 

عراق و لاجرم افغانستان سالهاست که از سوی جامداندیشان هدف قرار داده شده و کشتاری که امروز بر دستان میلیشیات مقتدی صدرها می‌بینید...تخمی است که خمینی و یاورانش بر سرزمین دجله و فرات کاشته‌اند.

  

جا دارد که خردمندان  ومراجع اهل‌تشیع را نیز فرا خوانده و آنها را نیز نسبت به قبیل این حوادث تذکر دهیم:

 

رژیم آنچه را که انجام داده و خواهد داد تماما در زیر پرچم ایران و به اسم تشیع انجام داده است (و قطعا این ظلم اول و آخر نخواهد بود) ...آیا وقت آن فرا نرسیده که شما نیز فریاد دادخواهی سر داده و مبتدعان و خرافیان را جهت رسوایی شناسایی و معرفی کنید؟...به یاری ظالمان و مظلومان بشتابید ..ظالمان را از ظلم نگه داشته و مظلومان را یاریگر باشید.

 

اهل‌سنتی که امروز این چنین مورد هجوم قرار می‌گیرد و از بدیهی‌ترین حقوق انسانی محروم گشته روزگاری نه چندان دور به درازای بیش از هشت‌صد سال بر این دیار حکم رانده و فرزندانی کم‌نظیر تحویل داده است...

 

رکودی که در فرهنگ و تاریخ این مملکت به وجود آمده در نتیجه تسلط ( از سال 907 ه. به بعد  )خرافیان و مهمل‌بافان بوده که جز دماری و نابودی این مملکت خدمت دیگری نداشته‌اند ...

 

و این حق شماست که در مقابل این ظلم تاریخی به پا خاسته و فرزندان این خاک پر گهر را به روشنایی روشنگری بیدار کرده و بار دیگر همه ما را بر صبح مجد و سرافرازی این مملکت شاهد آورید.

 

مراجع و رجال دینی تشیع آنها که صفای قلوبشان را به بغض و حقد جلا نداده‌اند نیز مخاطب این پیام هستند و آن اینکه : مسئولیت ایمانی و انسانی را به چه بهایی فروخته‌اند و چرا رنج و خون یک امت را این‌چنین به خاطر ملوکی فاسد و منقرض به فراموشی می‌سپرند و یک‌باره مصالح نظام خرافه‌ای را بر مصلحت امتی به دارازی تاریخ هزار و چهارصد ساله ترجیح داده‌اند؟

 

...مردمی در همسایه شما آزادی را به اسم شنیده‌اند و مهم‌ترین تلاش آنها در زندگی، نفس کشیدن در پشت طناب اعدام است...و شما هم‌چنان بر سکوت رضامندانه خود اصرار دارید!!!!

 

مملکتی که تا بر نور هدایت بود به اندازه روزهای عمرش دانشمند، ادیب و عارف تربیت کرد و تا به صراط خرافه و خذعبلات افتاد نه بر دین بود و نه بر دنیا.

 

ایمان و وجدان، انسانیت و آزادمردی ما و شما را فرا می‌خواند و صیحه‌ای رسا می‌کشد که بایستی بر این شب تیره و تار چراغ بیداری برافکنده  شود وروزگار می‌چرخد و هر کس ایام آزادی خود را خواهد دید،پس بترسید از قضاوت روزگار؛ روزگار  صادق و کاذب، مصلح و مفسد را باز خواهد شناخت و آیندگان را بر نفرین و لعن ناپاکان خواهد گمارد.

 

در پایان شکوه و گلایه خود را به درگاه پروردگار - ناصر مظلومان- می‌بریم و عاجزانه از او می‌خواهیم که ظالمان را اگر قابل هدایتند به راه راست مستقیم کرده و اگر هم‌چنان بر عصیان و ظلم خود اصرار دارند ریشه آنان را از زمین برکند.

 

 

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

شورای مرکزی جامعه اهل سنت ایران.

 

سه شنبه 15 آبان ماه سال 1386



در این که حکومت شیعه ایران سنی ستیز است حرفی در آن نیست، در این رابطه احتیاج به مدارک و اسنادی نمیباشد، در شهرهای غیر سنی نشین ایران، سنیها حق دایر کردن مسجدی  و یا حق برگزاری نماز جماعت را ندارند، در مناطق سنی نشین ایران نیز هیچیک از مسئولین منطقه سنی نیستند و یا روحانیت سنی حق برگزاری نماز جمعه بدون تاً ئید روحانیت شیعه را ندارند و تمامی سخنرانیها در نماز جمعه های سنی نشین به وسیله نمایندگان رهبری دیکته میشود . سنیها در تمامی مرحله سکوت کرده اند اگر هم سکوت نکنند در آستین هر حرکت اعتراضی آنها دستان بلند اسرائیل و یا آمریکا را پیدا میکنند و با نام و نشانهای فراوان آنها را سرکوب، اعدام و یا روانه ی زندانهای بی نام و نشان میکنند، اگر اعتراض آنها خیلی منطقی باشد بر آنها مهر وهابیت میزنند و به نحوی مردم معترض را نیست و نابود میکنند. در هفته های پیش سنی ستیزی از جانب رهبر و نمایندگان آن در مناطق سنی نشین ایران بسیار شدت گرفته است. اگر به سنی ستیزی رهبران ایران اعتراض نشود و جلو سنی ستیزی رهبران ایران گرفته نشود احتمال اینکه سنی ستیزی به سنی کشی گذار کند خیلی زیاد است و خطر سنی ستیزی در ایران و گذار آن به سنی کشی بسیار بزرگتر، خونبارتر و مخربتر از حمله کشورهای خارجی به ایران خواهد بود. مناطق سنی نشین ایران دیگر خسته هستند و شرایط آنها بسیار غیر انسانی میباشد، یک جرقه میتواند این آتش زیر خاکستر را شعله ور کند، در آغاز هفته حافظ محمد رئیس مدرسه اسلام آباد زابل که مدرسه سنی است به ارگانهای اطلاعاتی احضار و بازجوئی شد ولی با قید وثیقه موقتاً آزاد گردید، مدرسه به دستور نماینده رهبری آقای خامنه ای همچنان در کنترل نیروهای مسلح حکومت است با این تفاوت که آنها خود را بازوی مسلح امام زمان خطاب میکنند و هنوز هم تعدادی از طلاب سنی مدرسه در اسارت سربازان امام زمان که دست پرورده و در زیر رهبری نماینده امام در منطقه رهبری میشود میباشند، در آغاز این هفته یعنی روز شنبه نیز مسجد اهل تسنن در بجنورد به وسیله بازوی مسلح امام زمان به رهبری نماینده امام به محاصره در آمد امام جماعت مسجد و تعدادی از نمازگزاران آن دستگیر و مسجد به وسیله بولدزرهای دولتی تخریب شد ، مسجد سنیها در بجنورد خود داستان غم انگیز سنی ستیزی را به همراه داشت برای ساختن این مسجد در سال 82 تقاضای مجوز شد مسئولین منطقه برای ساختن آن مجوز ندادند بعد پرونده به تهران ارسال شد و در تهران هم جواب نه گرفت و بالاخره سال 84  از مشهد شهروندان سنی بجنورد اجازه ساخت مسجد را دریافت کردند. از همان اولین روز اجازه ساخت مسئولین منطقه به رهبری نماینده رهبری در منطقه با ساخت مسجدی برای سنیها مخالفت کردند و هزار سنگ و هزاران مانع جلو آن ایجاد کردند، ولی  شهروندان سنی بجنورد که غالباٌ ترکمن هستند با همت خود مسجدی برای خود ساختند و چند ماه پیش به شکل نیمه تمام از آن برای برگزاری نماز جماعت استفاده میکردند که آتش رهبران شیعه در بجنورد شعله ور شد و این مسجد را به شکل غم انگیزی در روز شنبه دوازدهم آبان ماه، تخریب کردند. در تخریب مسجد سنیها در بجنورد و یا در محاصره مدرسه سنی ها در زابل نه سربازان اسرائیل دخیل بودند و نه دستان آمریکا در آستین سربازان امام زمان پیدا بود، خیلی ساده آستین و دستان مخرب همه متعلق به رهبران سنی ستیز ایران بودند آنها با این کار خود مایل هستند دایره سنی ستیزی خود را گسترش دهند و آن را به سنی کشی گسترده گذار دهند، اگر نیروهای دمکرات و دل سوز ایران بیدار نباشند ، و به سنی ستیزی در ایران اعتراض نکنند، سنی ستیزی و سنی کشی در ایران خطرش بسیار گسترده تر، خطرناکتر، خونبارتر و مخربتر از حمله ی خارجی خواهد بود و ادامه ی سنی ستیزی در ایران میتواند آرزوی ایران یک پارچه را همه با خود به گور ببریم.

برگرفته از وبلاگ تفتان

شنبه 12 آبان ماه سال 1386

 

مردم محلۀ جوادیه بجنورد که از برادران ترکمن هستند و نیاز به مسجدی برای برگزاری نماز داشتند، زمینی را خریداری و هیأتی را برای پیگیری مجوز ساخت تعیین کردند. هیأت مذکور از سال ۸۲ تمام تلاش خود را بکار برده تا اینکه مجوز ساخت مسجد صادر و برای امضای شخصی که مسئول ساخت مساجد خراسان شمالی است باقی می‌ماند. وقتی هیات پیگیری ناامید شدند به تهران مراجعه کرده و از تهران هم نتیجه‌ای نگرفتند. سپس به مشهد مراجعه کرده و بالاخره در سال ۸۴ اقدام به ساختن مسجد کردند و مقداری از مسجد ساخته شد. پس از اینکه در طول ۱۳ ماه در این مسجد نماز جماعت برگزار شده، کلاسهای آموزش قرآن برای کودکان و نوجوانان دایر گشته، زیرزمین مسجد تکمیل و همکف نزدیک به تکمیل بوده است، در روز یکشنبه ۵/۸/۸۶ از امام جماعت و مقتدیان مسجد خواسته می‌شود تا مسجد را تخریب کنند و حق برگزاری نماز جماعت را ندارند! در غیر اینصورت خودشان دست به کار خواهند شد!
شب سه‌شنبه
۷/۸/۸۶ تهدید خود را عملی کرده و با گماردن ماموران مسلح در اطراف و دستگیری امام جماعت و هیات امنای مسجد ساعت ۲۳ شب تخریب مسجد را آغاز می‌کنند و تا بامداد مسجد کاملا تخریب شده و تا صبح برای فضای سبز آماده می‌شود!
این اتفقات و از قبیل آن در حالی رخ می‌دهد که اهل‌سنت در بسیاری مناطق برای گرفتن مجوز ساخت مسجد مشکلات فراوانی دارند. مشکل ساخت مسجد برای اهل‌سنت فقط  در تهران وجود ندارد بلکه در بسیاری مناطق دیگر، جامعه اهل‌سنت در این زمینه  با مشکل مواجه هستند و گاهی مجبورند که پس ا ز نا امید شدن از گرفتن مجوز، مسجد مورد نیازشان را بسازند و با چنان سرنوشتی روبرو شوند.

به نقل از اهل سنت جنوب

شنبه 12 آبان ماه سال 1386
 

در شب پنجم آبان‌ماه، نیروهای مسلح ناشناسی که ملبس به لباس شخصی بودند  اقدام به تصرف و بستن مدرسه محمدیه اسلام آباد لوتک (یکی از بزرگ‌ترین مدارس اهل‌سنت ایران) نمودند. طبق اخبار و گزارشهای رسیده از منطقه، نیروهای مسلح ناشناس، ساعت دوازده شب به مدرسه دینی محمدیه حمله‌ور شده  و با ایجاد رعب و وحشت و تیراندازی،

اساتید و طلاب را مجبور به ترک مدرسه کرده، درب‌های مدرسه را بستند.
تا کنون که دو روز از تصرف مدرسه بدست افراد مسلح می‌گذرد هنوز این افراد مدرسه را در کنترل خویش داشته و به هیچ‌کس اجازه ورود به مدرسه را نمی‌دهند.
طلاب مدرسه که دو روز را در مسجد و اطراف حوزه گذرانده بودند، امروز (دوشنبه) مجبور شدند تا به روستای مجاور رفته و در منازل مردم موقتا سکنی گزینند.
برای حل هرچه زودتر این مشکل از تمامی مسلمانان تقاضای دعا داریم.
اخبار تکمیلی متعاقبا در اختیار مردم قرار خواهد گرفت.
لازم به ذکر است که مدرسه محمدیه زابل، یکی از بزرگ‌ترین مدارس دینی اهل‌سنت ایران می‌باشد که شانزده سال پیش توسط مولانا محمد گل به حوزه علمیه دارالعلوم زاهدان واگذار شد، و از آن زمان شعبه ای از دارالعلوم زاهدان بوده است، و خدمات دینی شایانی که به جامعه نموده بر هیچ‌کس پوشیده نیست. مسئول و نماینده تام الاختیار حضرت شیخ الاسلام در آن حوزه، جناب حافظ محمد علی بودند.
از خداوند می‌خواهیم هرچه زودتر این مشکل را حل بفرماید.
حسبنا الله و نعم الوکیل.

---------------------------------------------------------

به نقل از  http://www.sunnionline.net/main.html?tbid=tbp_content&rule=view&id=756&xPg=25

شنبه 12 آبان ماه سال 1386

 

به گزارش خبرگزاری سنی‌آنلاین شیخ "عبدالحمید دوسری" امام جمعه مسجد اروندکنار که ازعلما و شخصیتهای برجسته و باسواد منطقه اهواز هستند، مدتی قبل دستگیر و روانه زندان شده و پس از مدتی به قید ضمانت آزاد شدند. چند نفر از برادران و خواهران اهوازی در تماس تلفنی اعلام داشتند که ایشان مجدداً دستگیرشده و محکوم به شش تا هفت سال زندان و هشت سال تبعید شده‌اند!
چند نفر از برادران و خواهران اهوازی در تماس تلفنی اعلام داشتند که ایشان مجدداً دستگیرشده و محکوم به شش تا هفت سال زندان و هشت سال تبعید شده‌اند!
اهل‌سنت مناطق اهواز و آبادان با مشکلات بسیاری مواجه بوده و تحت فشار شدید زندگی می‌کنند و همواره از بسیاری آزادی‌های قانونی خود محروم گردیده و اجازه هیچ‌گونه فعالیت مذهبی را ندارند. آنان برای برگزاری مراسمشان از قبیل مراسم دینی، بسیار احساس ترس و وحشت کرده و فعالیتهای دینی و مذهبی‌شان را به صورت مخفیانه انجام می‌دهند

پنجشنبه 26 مهر ماه سال 1386

 

پس از گذشت 10 روز از دستگیری دوتن از علمای برجسته اهل سنت در شهرستان جوانرود توسط حکومت، هنوز اطلاعی از وضعیت آنان در دست نیست! در حالی که براساس قانون کسی که مورد اتهام قرار می گیرد بایستی پس از چند روز با حضور وکیل و اطلاع خانواده در دادگاه صالحه اتهام وی مورد بررسی قرارگرفته و به صورت علنی محاکمه گردد. اما اکنون بیش از سپری شدن 10 روز نه تنها در این مورد قانون اعمال نگردیده بلکه به صورت فراقانونی کماکان به بازداشت مخفی آنها ادامه داده می شود و هنوز محل نگهداری آنان نامعلوم و به صورت رسمی مشخص نیست که بازداشت شدگان به چه اتهامی دستگیر شده اند؟!؟فعالیت و رایزنی مردم جوانرود و علمای منطقه از ساعات اولیه بازداشت آغاز گردیده ولی تا به حال نتیجه قطعی نداده است.پس از ورود مأموران در ساعات غیر اداری و غیر معمول به منازل آن دو عالم؛ با ممانعت افراد خانواده مواجه می شوند.فرزندان ماموستا سید حسین حسینی به محض مشاهده ورود بدون اجازه و یواشکی (!؟!)مأموران حکومت، بلافاصله از ورود آنان جلوگیری به عمل آورده و مانع ورود آنان به حریم شخصی و خانوادگی خویش می گردند،گرچه با مداخله و وساطت ماموستا حسین حسینی از درگیری و برخوردجلوگیری می شود ولی به هرحال  این  اقدام شجاعانه خانواده ماموستا حسینی در قبال اقدام غیردینی ـ هم از دیدگاه اسلام بنا به نص صریح قرآن که می فرماید:«یا أیّها الذین امنوا لا تدخلوا بُیُوتاً  غیر بُیُوتِکُم حتّی تستأنسوا وتُسلّموا علی أهلها...» و هم به لحاظ قانون که ورود بدون اجازه به حریم شخصی و خصوصی افراد ممنوع است ـ، امری است پسندیده و درخور تقدیر، ولی از این منظر که مجریان قانون نظام اسلامی، نظامی که سنگ ام القرای جهان اسلام را به سینه می زند چرا این اندازه از اسلام و قانون اساسی مملکت بی خبرند و یا باخبرند و آن را زیرپا می گذارند مقداری جالب توجه است! البته داستان تنها بدینجا ختم نمی شود ـ علی الظاهر، جرمی که ماموستایان بازداشت شده اهل سنت مرتکب شده اند(!) و احتمال می رود بابت آن محاکمه شوند برگزاری نماز جمعه در یک مسجد موقوفه ای در حاشیه شهر جوانرود است. مبرهن است در هر محکمه یکی از شروط صلاحیّت قاضی، آگاهی و تسلط بر علم قضاست مخصوصاً در مورد موضوع مورد قضاوت. در رایزنی های اطرافیان با دادگاه ویژه روحانیت ابتدا موضوع دستگیری و بازداشت را حاشا کرده و سپس گفته اند: چون نماز جمعه برگزار کرده اند بازداشت شده اند، به آنان گفته شده که مگر اقامه نماز جمعه در ام القرای اسلامی جرم است؟ در حالی که در مسجد الأقصای تحت اشغال یهود این موضوع جرم نبوده است.راستی مجریان قانون در کشور ما چرا آن اندازه با احساسات مذهبی مردم بازی می کنند، و آشکارا و در روز روشن قانون مملکت را زیر پاگذاشته و بدان پشت می کنند؟ مگر همین قانون به آنان قدرت واختیار نبخشیده؟ مگر به واسطه همین قانون نیست که آنان خواص جامعه گشته اند؟ مگر قانون اساسی نیست که می گوید پیروان مذاهب اسلامی اعم از شافعی و حنفی و ... آزادند تا در مناطق خویش بر اساس مذهب خود عمل نمایند؟ پس چگونه است که افراد غیر سنی در مناطق سنی نشین اراده خود را بر آنان تحمیل می کنند و برای آنان قانون و جرم و دادگاه و غیره تعیین می نمایند؟! راستی تا کی نمی خواهند حقیقت دین وحقوق بندگان خدا را بپذیرند؟ددمنشی بیش از 30 سال رژیم بعث با مسلمانان و مردم عراق به کجا کشید و بازنده میدان بالأخره چه کسانی بودند؟ بیش از نیم قرن جنایت و توحش اشغالگران قدس علیه مسلمانان فلسطین آیا توانست   آنان را از شرکت در نماز و دیگر شعائر اسلامی منصرف سازد؟ماموستایان دستگیر شده به لحاظ زهد و تقوا، شجاعت و ایثار شهره خاص و عامند، و این موضوعی است که حتی دشمنان آنان قادر به انکار آن نیستند. و در طول سالهای طولانی منشاء خدمات و مجاهدتهای ارزنده ای برای مسلمانان منطقه بوده اند. مردم جوانرود هم با اقتدا به ائمه خویش قطعاً از برگزاری شعائر دینی خویش صرف نظر نخواهند کرد ومصمم تر از گذشته حقوق مسلم و تضییع شده خود را مطالبه می نمایند و هیچگاه چنین برخوردهای ناسنجیده و غیر قانونی و غیراسلامی اراده آنان را سست نخواهد کرد.جمعه گذشته و در واقع اولین جمعه ای که آن دو امام جمعه مسجد پمپ بنزین  جوانرود ـ ثلاث باباجانی غایب بودند مردم با حضور جدی تر و مصمم تر نشان دادند هیچگاه حاضر نخواهند بود ارزشهای دینی خویش را به خاطر هیچ ملاحظه ای نادیده بنگارند. و علیرغم بستن درب مسجد، در زمینهای اطراف با حضوری چشمگیرتر نماز جمعه را اقامه نمودند.امید است مسئولان حکومتی به خود آمده و این خصلت نامشروع و خودخواهانه را در خود بمیرانند و هیچگاه چنان انتظاری نداشته باشند که مردم اهل سنت جهت ادای فرایض دینی خویش از آنان اجازه بگیرند. عبادات تکلیفی است الهی و تنها «اله» و آفریننده انسان لیاقت و شایستگی آن را دارد که از او کسب اجازه شود و او نیز این اجازه را به بندگان خویش عنایت فرموده؛ و اگر کسانی باشند که توقع داشته باشند مسلمانان بابت ادای فرایض الهی و ایمان و اسلام خویش از آنان کسب اجازه کنند باید بدانند این خصلت ناپسند و طاغوتی است. این همان خو و خصلت مردود فرعون بود که به ساحران ایمان آورده به موسی می گفت: «ءامنتم قبل أن ءاذن لکم...»؟! آیا ایمان آوردید قبل از این که من به شما اجازه بدهم...  فاعتبروا یا اولی الأبصار

 

نقل از اسلام کورد

چهارشنبه 25 مهر ماه سال 1386
بولاقی بازپرس شعبه دوم دادسرای نظامی استان سیستان و بلوچستان قاتل رویا سارانی (بنفشه) را تبرئه و آزاد کرد. البته انتظاری بیش از این از بازپرس زابلی پرونده که قاتل هم زابلی است نبود. از شما عزیزان که قلم بدست دارید این انتظار را داریم که با اطلاع رسانی و رسوایی این مدعیان دروغین عدالت مرهمی بر دل خانواده داغدیده این عزیز از دست رفته بگذارید. گرچه بولاقی زابلی می خواهد پرونده بلوار برق زاهدان را مختومه نماید اما در دادگاه عدل الهی بولاقی و ستوان کشته گر (قاتل) به سزای عمل ننگینشان خواهند رسید.

منبع خبر : خبرگزاری تفتان

لابد می پرسید کجای این خبر تعجب آور بود؟

تعجب من از اینجا است که مگر خانواده رویا انتظار داشتند کشتگر قاتل محکوم شود؟؟؟ !!

همینکه پول گلوله های شلیک شده توسط کشتگر را از آنها نگرفتند باید کلی خدا را شکر کنند.

همینکه بیدرنگ به کشتگر بخاطر این عمل شجاعانه ترفیع درجه ندادند (مانند دیگر قاتلان بلوچها ) باید خدا را شکر کنند.

من خانواده های زیادی را می شناسم که وقتی عزیزانشان را با تیرباران اعدام می کردند وقتی برای گرفتن جنازه مراجعه می کردند جای گلوله هایی که بدن عزیزانشان را سوراخ نموده بود می شمردند و قیمت هر گلوله ای ده هزار تومان (در دهه شصت ده هزار تومان خیلی زیاد بود) از آنها می گرفتند کسانی که برای گرفتن جنازه می رفتند خدا خدا  می کردند که گلوله های کمتری خورده باشد تا پول کمتری بدهند.

آقای بولاقی به راحتی می توانستند بگویند : ستوان کشتگر هیچ جرمی مرتکب نشده زیرا ایشان فقط اسلحه را نشانه رفته و ماشه را چکانده. رویا مقصر بوده زیرا مگر جا کم بود که برود روبروی اسلحه کشتگر بنشیند بنا بر این قوم سارانی قیمت هر گلوله تلف شده را  صد هزار تومان بپردازند.

آوای بلوچستان

چهارشنبه 25 مهر ماه سال 1386

 

متن سخنرانی محمود براهویی نژاد در مراسم نماز عید فطر زاهدان

 

به نام خدا

با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357، جامعه اهل سنت ایران که پس از سیطره استبداد صفوی ، از ظلم و ستم
بیشمار حکومتهای زمان در این کشور رنج برده بودند ، به امید روزهای بهتر در پناه یک حکومت دینی و داعیه دار اسلام
متحد ، با این انقلاب همراه شدند . رهبران اهل سنت ایران از نقاط مختلف 10 روز قبل از پیروزی انقلاب  و در بدو ورود امام خمینی به کشور ، پیام تبریکی را برای ایشان ارسال کرده واز انقلاب اسلامی ایران اعلام حمایت کردند.
شادروان مولانا عبدالعزیز و شهید احمد مفتی زاده تلاش بسیار کردند تا جامعه اهل سنت را با انقلاب اسلامی همراه و همگام کنند تا مگر در سایه نظامی اسلامی به حقوق مشروع و اساسی خود دست یابند.
بر این اساس ، آنان در تدوین قانون اساسی کشور که آن را متکی بر آزادی جمهور خوانده و مردم ایران به جمهوری و اسلامی بودن آن رای آری داده بودند ، مشارکت جستند، اما آنچه در عمل اتفاق افتاد رسمی کردن مذهب شیعه بجای دین اسلام و تاکید بر عدم تغییر این اصل بود.
اعتراضات گسترده ی جامعه ی اهل سنت که به گواهی روزنامه اطلاعات سال 58 یک چهارم جمعیت ایران را تشکیل می دادند ، مخالفت شدید مولانا عبدالعزیز و یارانش و حتی وعده‌ی امام خمینی در پاسخ به این اعتراضات مبنی بر افزودن متممی به این اصل برای جلب رضایت سنی مذهبان ایران ، کارگر نیفتاد و جناح تند رو و افراطی مذهبی همچنان بر تصمیم خود پای فشرد و آن را به کرسی نشاند.
با این همه جامعه اهل سنت بدلیل پرهیز از تنش و اختلاف،در نهایت پذیرفتند که به امید اصلاح چنین اشتباهاتی در آینده و اجرای دیگر اصول قانون اساسی که بر حقوق مشروعشان تاکید ورزیده است ، در جهت سازندگی و حفظ امنیت کشور بکوشند.
بند 9 اصل سوم قانون اساسی دولت جمهوری اسلامی ایران را موظف کرده است تا نسبت به رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه ، در تمام زمینه های مادی و معنوی بکوشد.
اما آنچه در عمل اتفاق افتاده است گسترش این تبعیضات ناروا و ایجاد و توزیع نا عادلانه امکانات در مناطق سنی نشین در همه ابعاد است . تا  آنجایی که 29 سال پس از پیروزی انقلاب استان های سیستان و بلوچستان ،کردستان و هرمز گان و دیگر مناطق سنی نشین کشور در آمارهای رسمی جزو فقیر ترین و محرومترین استان های ایران قرار دارند، نرخ رشد بیکاری در این استان ها همچنان سیر صعودی دارد ، به طور مثال در آمار های سال 81 از کل جمعیت استان سیستان و بلوچستان  1/11 در صد بیکار بوده اند، این آمار در سال 86 به9/21درصد رسیده است و البته این آمار های رسمی با توجه به مشاغل کاذب و ارایه آمارها و گزارش های غلط ، واقعی نیست و نرخ واقعی بیکاری در استان بمراتب بیش از این است . از نظر شاخصه سواد این استان ها در  گزارش های رسمی بیسواد ترین و کم سواد ترین استان ها معرفی شده اند .
تبعیض در استخدام ها و مدیریت ها در مناطق سنی نشین چنان فاحش و آشکار است که در کل کشور نمی توان حتی یک استاندار و یا مقام عالی رتبه سنی را یافت . بیشتر نیرو های سنی مذهب در گزینش های ادارات و استخدام ها و حتی در عرصه های انتخابی فعالیت های اجتماعی و سیاسی رد صلاحیت می شوند و حضور نیروهای اهل سنت در مراکز تصمیم گیری در حد صفر است.
اصل 9 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ضمن تاکید بر آزادی، استقلال ، وحدت و تمامیت ارضی کشور میگوید :"هیچ مقامی حق ندارد به نام استقلال و تمامیت ارضی کشور آزادی های مشروع را ، هر چند با وضع قوانین و مقررات ، سلب کند." اما  در بسیاری موارد آزادی فعالیت های مذهبی از اهل سنت سلب گردیده و جماعت های تبلیغی و مبلغان اعزامی اهل سنت که بر پایه مشترکات دینی و وحدت اسلامی به ارشاد مردم می‌پردازند ، در استان های مختلف مورد اذ یت و آزار قرار گرفته اند ،در حالیکه به گزارش دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم سالانه بیش از 9 هزار مبلغ از سوی این حوزه به سراسر کشور و بویژه مناطق سنی‌نشین اعزام شده و آزادانه فعالیت می‌کنند.همین دفتر آمار تعداد مبلغان مذهبی اعزامی شیعه را در کل کشور از سوی سازمانها و ارگانهای مشابه بیش از 50 هزار نفر ذکر کرده است. در برخی نقاط از جمله تهران پایتخت جمهوری اسلامی ایران که ام القرآی جهان اسلام اسلام خوانده می شد از ساخت مساجد جلو گیری شده و حتی مدرسه پاکستانیها که مردم اهل سنت تهران به علت نداشتن مسجد بیش از 30 سال نمازهای جمعه خود را در آنجا برگزار می‌کردند تعطیل شده و مردم تهران نماز جمعه را در خانه‌های خود و با هراس از برخوردهای حکومتی برگزار می‌کنند و اصل 9 قانون اساسی در جاهای مختلف  نقض شده است . بر خلاف تصریح اصل 9 قانون اساسی بخشنامه ها و قوانین بسیاری برای سلب آزادی ها ی مشروع مردم وضع گردیده و مورد اجرا قرار گرفته است.
در اصل 12 قانون اساسی علیرغم تصریح بر رسمی بودن مذهب جعفری اثنی عشری که در ابتدا به آن اشاره شد چنین می خوانیم :  «مذاهب دیگر اسلامی اعم از حنفی ، شافعی ،مالکی ، حنبلی و زیدی دارای احترام کامل هستند و پیروان این مذاهب در انجام مراسم مذهبی ،طبق فقه خودشان آزادند و در تعلیم و تربیت دینی و احوال شخصیه (ازدواج،طلاق ، ارشاد و وصیت)  و دعاوی مربوط به آن در داد گاهها ،رسمیت دارند و در هر منطقه ای که پیروان هر یک از این مذاهب اکثریت داشته باشند مقررات محلی در حدود اختیارات شورا ها بر طبق آن مذهب خواهد بود ، با حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب .»
پرسش اینجاست که آیا پخش و انتشار دهها فیلم و صد ها کتاب و مقاله و... در صدا و سیما و مطبوعات مورد حمایت و زیر نظر دولت علیه مقدسات اهل سنت ، برگزاری میز گردهای اختلاف برانگیز علیه اهل سنت و حضور امثال تیجا نی در این برنامه ها حتی در ماه مبارک رمضان ، احترام به اهل سنت است ؟ آیا این حرکت ها و اقدامات در تریبون های رسمی و عمومی نظام ، همان چیزی نیست که مسؤلان عالی نظام و رهبری از آن بعنوان خط تفرقه آمریکا و اسراییل یاد میکنند؟ چگونه این خط تفرقه تا عمق رسانه ملی نفوذ کرده و چرا هیچ بر خوردی با آن صورت نمی گیرد و چرا رسانه به اصطلاح ملی ضمن انتقاد از نفاق افکنی های دشمنان ، خود مجری ایده های اختلاف افکنانه آنان شده است ؟ در کدام منطقه سنی نشین ایران رسمیت داد گاه ها در دست اهل سنت است ؟ وکدام مقررات محلی در حدود اختیارات شورا ها بر طبق مذاهب اهل سنت در مناطق آنان تدوین شده است ؟
اصل 15 قانون اساسی کشور تصریح می کند: زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است .اسناد و مکاتبات و متون رسمی و کتب درسی باید با این زبان باشد ولی استفاده از زبانهای محلی و قومی در مطبوعات و رسانه‌های گروهی و تدریس ادبیات آنها در مدارس ، در کنار زبان فارسی آزاد است."
این در حالیست که نه تنها در هیچ یک از مدارس کشور ادبیات زبانهای محلی و قومی تدریس نمی‌شود بلکه انتشار نشریات و کتابها به زبانهای محلی و قومی با محدودیتهای خاصی روبرو هستند.
تا آنجا که در مورد زبان بلوچی می‌توان گفت کشورهای دیگر از جمله پاکستان ، برخی کشورهای حوزه اسکاندیناوی و ... تولیت احیا و حفظ این زبان را در مدارس و دانشگاههای خود بر عهده گرفته‌اند ، زبان بلوچی مطمئنا یکی از زبانهای اصیل ایرانی است که واژگان مشترک آن با زبان پهلوی یا فارسی باستان از هر زبان دیگری بیشتر است و حفظ آن به معنای حفظ تمدن و میراث کهن این کشور است.
اصل 19 قانون اساسی بر برابری قومی تاکید می‌کند و می‌گوید : " مردم ایران از هر قوم و قبیله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ ، نژاد ، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود."
اینک چگونه است که در مناطق قومیت نشین ایران که عمدتا سنی مذهب هستند ، اقوام اکثریت از کمترین حقوق و امتیاز برخوردارند. بسیاری از معلمان اعزامی به مناطق جنوبی بلوچستان ، غیر بلوچ هستند ، در حالیکه نیروی واجد شرایط بلوچ در این بخش به حد کافی وجود دارد. از بیش از 400 عضو هیات علمی دانشگاههای استان کمتر از 20 نفر بلوچ هستند ، در کل استان کمتر از 10 نفر مدیرکل و مسئول عالیرتبه بلوچ و سنی وجود دارد و با اینهمه کمترین صدای حق‌خواهی که از سوی این جامعه بلند می‌شود به سهم‌خواهی تعبیر شده و حق‌خواهان با انگهای وهابی و اشرار  و ... روبرو می‌شوند تا موقعیت اقلیتی که به ناحق و بر اساس معیارهای برتری طلبی قومی و مذهبی قدرت را در این مناطق به دست گرفته‌اند خدشه‌دار نشود.
اصل 23 قانون اساسی می‌گوید : " تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی‌توان به صرف داشتن عقیده‌ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد ."
اصل 37 این قانون تصریح می‌کند : " اصل برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی‌شود مگر اینکه جرم او در دادگاه صالح اثبات گردد."
و اصل 41 می‌گوید :" تابعیت کشور ایران حق مسلم هر فرد ایرانی و دولت نمی‌تواند از هیچ ایرانی سلب تابعیت کند ، مگر به درخواست خود او و یا در صورتی که به تابعیت کشور دیگری درآید."
تک تک این اصول بر حقوق مسلم و اساسی ملت ایران و اقوام و مذاهب تاکید دارند و متاسفانه خلاف آن در بسیاری از موارد اجرامی شود بدون اثبات جرم افراد مجرم معرفی می شوند وشناسنامه بسیاری از ایرانیان بلوچ به بهانه های اندک توقیف می گردد و ... اینها نمونه ای اندک از نقض آشکار قانون اساسی در کشور است.
اینک جامعه اهل سنت پس از 29 سال حضور فعال و یکطرفه در صحنه های مختلف نظام انتظار دارند که
 1ـ موانع وحدت اسلامی و همبستگی ملی در قانون اساسی و دیگر قوانین کشور بر طرف گردد و صدا و سیما رسما بخاطر پخش فیلمها و برنامه‌های اهانت‌آمیز علیه اهل سنت از مردم ایران و جهان اسلام عذرخواهی کند.
2- اصول مترقی قانون اساسی که اساس خقوق مسلم و آزادیهای اساسی مردم بنا نهاده شده است بطور کامل اجرا گردد.
3- با خاطیان از اجرای قانون اساسی که از هر دشمن خارجی بیشتر به نظام ضربه زده و می‌زنند بطور جدی برخورد شود و نتیجه این برخوردها به مردم اطلاع داده شود.  
4- کلیه تبعیضات ناروا بر طرف شده و کلیه امکانات بصورت عادلانه در مناطق سنی نشین توزیع گردد.
5- جامعه اهل سنت همواره پشتیبان مرزها و حیثیت این مرز و بوم بوده اند و در این شرایط حساس تاریخی که دشمنان ایران از هر سو منافع ما را تهدید می کنند ، نیز هرگز  تن به خیانت نداده اند . ما معتقدیم اهل سنت با خویشتتنداری و صبر و شکیبایی و حضور فعال و صاذقانه خود در صحنه های مختلف نظام پشتیبان واقعی نظام هستند و دشمنان و ضد انقلاب واقعی کسانی هستند که با بی توجهی به قانون اساسی و حقوق مشروع این جامعه و با سوء استفاده از ابزارهای رسانه و قدرت در جهت ایجاد اختلاف میان شیعه و سنی و حذف بخش بزرگی از ملت ایران از حضور در صحنه های مدیریتی ، به نارضایتی و اختلاف دامن می زنند تا پایه های نظام اسلامی را سست کرده و در شرایطی که دشمنان از هجوم خارجی مایوس شده اند کشور را از داخل به نابودی بکشانند .بدیهی است تدابیر مسؤلان عالی و قوه عاقله نظام می تواند از یک فاجعه بزرگ جلوگیری کند.
هیچ قدرتی بهتر از مردم و مرزداران این کشور نمی تواند در برابر هجوم دشمنان ،کشور را پاسداری کند.
در پایان ضمن تبریک عید سعید فطر یاد شهدای اهل سنت ایران را که در مسیر حق‌خواهی و عدالت‌طلبی جان باخته‌اند گرامی می‌داریم. راهشان پاینده و روانشان شاد باد.

 

یکشنبه 22 مهر ماه سال 1386

 

عید سعید فطر مبارک.

 

 از الله سبحانه و تعالی برای امت اسلام سرافرازی و سربلندی، مجد و عظمت و شوکت.......... برای شهدای راه اسلام  علو درجات.... برای مبارزین راه حق و حقیقت فتح و پیروزی و نصرت ....  برای اموات غفران و رحمت ...برای مریضان شفای عاجل و کامل ...برای گمراهان و ظالمان هدایت....   برای اسرا آزادی عاجل از چنگ ظالمین ....  برای بازماندگان و مصیبت‌زدگان صبر و استقامت و اجر ....برای علما طول عمر با برکت... برای خواهران و مادران عفت و پاکدامنی و اطاعت از فرامین قرآن و سنت ...  برای جوانان عشق و علاقه فراوان به اسلام عزیز ...  برای مهاجرین دور از وطن بازگشت سرافرازانه به موطن و زادگاهشان ...و وحدت و هم‌بستگی و آرزوی موفقیت روزافزون برای امت اسلام خواسته و خواهانیم.

یکشنبه 22 مهر ماه سال 1386

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 

الله اکبر الله اکبر الله اکبر لا إله الا الله والله اکبر و لله الحمد.

  

پیشاپیش عید مبارک سعید فطر را به همة امت اسلام بویژه مسلمانان ایران زمین تبریک و تهنیت عرض کرده و از درگاه خداوند منان قبولی طاعات و عبادات همة بندگان را مسئلت داریم.   

..........

در حالی که از هر سو سپیده امید دمیده و زمزمه‌های  نصر و پیروزی  به گوش می‌رسد شب ظلمت و ظلم در آسمان سرزمین امت اسلامی  هم‌چنان  به سیاهی می‌رود.

به راستی که شب ظالم به درازا کشیده و نفس‌ها ی بلند را به ستوه آورده است .... دروغها به هم بافته شده، باطل بر قامت حق پیچیده و انگار کسی هوس شعر مبارزه و مقاومت ندارد!

ناپاکانِ عزیز و شیطانِ راهبر، تبسم امید را از لعل امت ربوده‌اند و خود به سان باده‌گساران قهقه سر داده‌اند.

..........

در سالی که رهبر خودخواندة شیعیان جهان، دم از اتحاد ملی و انسجام اسلامی‌ می‌زد ....و به هوای تقریب کنفرانس‌ها و سمینارها به راه می‌انداخت، جامعه اهل‌سنت بدترین و ناانسانی‌ترین رفتار‌ها را از سوی سردمداران حکومت ولایت فقیه شاهد بوده است.

در آخرین تحرکات رژیم استبداد علیه اهل‌سنت – که در واقع نهایت رسواگری بانیان وحدت و تقریب بود – دو حادثه و اتفاق مهم و در نوع خود کینه‌توزانه به چشم می‌خورد:

 

1- موج دستگیری و بازداشت علمای اهل‌سنت در کردستان:

 

چندی‌ است بیداری اسلامی‌، کردستان را به لطف و یاری خداوند و سپس همت علمای خوش‌نام و همیاری مردم دیندار منطقه، فرا گرفته است. در چنین وضعیتی رژیم خرافی تاب بیدارگری را برنیامده، در ادامة سلسله سیاستهای شوم خود، بازداشت و توقیف علما را در رأس برنامه‌هایش قرار داده است.

 

ممنوع الخطبه‌ کردن بسیاری از علما ( چون ملا محمد علوی و ...) و بازداشت و دستگیری چندین نفر از علما‌ (‌امثال ملا عبدالحمید عالی، سیف‌الله حسینی، حسن حسینی و ...) و هم‌چنین تعداد زیادی از جوانان  دین‌دوست، از مهم‌ترین اقدامات رژیم در این راستا بوده است به طوریکه در دو هفته‌ اخیر رژیم با بازداشت ملا سیف‌الله حسینی از علمای خوش نام ومردمی منطقة اورامانات، واکنش جدی مردم شهرستان جوانرود را به همراه آورده  است.

 

از آنجا که مساجد دولتی این منطقه با تمامی‌ اجلال و شکوه خود همواره خالی از نمازگزار بوده و مردم دیندار آن دیار ، مساجد روستاها و حاشیه‌ی اطراف شهر را ترجیح داده‌اند، رژیم از این مسئله برآشفته و اقدام به ممنوع الخطبه کردن و یا بازداشت علمای آن مساجد کرده است تا بلکه بدین وسیله از خیل عظیم نمازگزاران کاسته و به آسانی سیاستهای ضد دینی خود را به پیش بَرد.

 

اما برخلاف اهداف پلید رژیم، صفوف نمازگزارن بلندتر گشته و جوانان غیور این منطقه بیش از پیش به دین و عقاید خود علاقه‌مند گشته‌اند.

شورای مرکزی جامعه اهل سنت ایران ، اقدامات خودسرانه و کینه‌توزانة  نظام ولایتی را به شدت محکوم کرده و خواهان ایستادگی و و مقاومت در برابر زیاده‌خواهی‌های رژیم می‌باشد.

 

مردم شجاع کردستان باید بدانند، آنچه امروز بیش از هر چیز دیگرنظام را درمانده کرده حضور شما در پای منابر علماء حق‌گوی خود می‌باشد پس همانطور که حضور پر افتخار شما، علما را به حق‌گویی و بیدارگری واداشت، الزامی است که با حمایت همه‌جانبه از علمای خود راه را بر گستاخی‌های رژیم ببندید.

 

اگر امروز رژیم نامشروع ولایتی با مدد سکوت شما توانست علما را به یوغ اسارت بکشد پس بایستی منتظر بدتر از آن نیز بود که همانا رحلت روح دین و آزادگی از میان جامعه خواهد بود.

 

پخش برنامه تلویزیونی "‌ ماه عسل‌ " از صدا و سیمای نظام ولایتی

در ماه مبارک رمضان صدا و سیمای انحصاری رژیم اقدام به پخش برنامه‌ای بدین عنوان ( ماه عسل ) کرده که به  معرفی و مصاحبه با کسانی می‌پردازد که به قول خود غیر شیعه (من جمله اهل‌سنت) بوده و حال به مذهب تشیع درآمده‌اند.

 

گو اینکه چنین صراحتی ( تشرف اهل‌‌سنت به مذهب شیعه) بدین مضمون نبوده بلکه اغلب کنایتاً و گاهاً به صراحت موضوع را القاء کرده‌اند اما هر بیننده در هر نوع از سطح درک و فهم مقصود و هدف کارگردان و دست‌اندکاران برنامه را به خوبی دریافته است. (1) 

 

برنامة مزبور با دعوت چندین شخص بی‌نام و نشان و با دادن القاب و اسماء گمراه‌کننده  سعی در القاء این مسئله بوده که مذهب اهل‌سنت از حقانیت اسلام به دور بوده و بلکه این تشیع است که در کانون حقیقت ایستاده است!

 

در ادامه نیز با بی‌پروایی هرچه تمامتر سخن را به آن‌سوی توهین و اهانت رانده و مجری در یکی از سؤالات خود خطاب به یکی از مهمانان برنامه می‌گوید "حال که مسلمان شده‌اید.... " تا این مفهوم در ذهن بیننده جای گیرد که اهل سنت مسلمان نبوده و اسلام راستین تنها در مذهب شیعه اثنی ع