بسم الله الرحمن الرحیم
در ادامه سیاستهای خصمانه رژیم آپارتایدی ولایت فقیه، عدهای از علما و جوانان اهلسنت دستگیر و بعضا ربوده شدهاند و به طور فجیعی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و وضعیت جسمانی آنها نیز وخیم گزارش شده است که در آخرین تحرکات رژیم شیخ عبدالحمید دوسری – حفظه الله- از علمای بهنام خوزستان (امام جمعه محترم و مبارز مسجد اروندکنار) بعد از آنکه با قید ضمانت از زندان آزاد گشتهاند دوباره رژیم اقدام به بازداشت ایشان کرده و به شش سال زندان محکوم کرده است.
جامعه اهل سنت خوزستان تحت شدیدترین تبعیضات اجتماعی، از بدیهیترین حقوق خود محروم بوده و در صورت کوچکترین فعالیت ( بویژه دینی)با ناملایمت دستپروردگان قلعه الموت خامنهای روبهرو میشوند.
در سالهای اخیر موج فشارها و تهدیدات رژیم در این منطقه محروم روندی صعودی و روزافزون داشته و اعراب ساکن این استان در بدترین شرایط به زندگی روزانه خود ادامه میدهند.
بعد از ناآرامیهای گسترده در این استان، بسیاری از جوانان عرب به بهانههای واهی و جرمهای ناکرده اعدام گشته و عدهای نیز همچنان در انتظار اجرای حکم هستند.
در کردستان نیز بعد از دادن حکم تبعید بسیاری از جوانان فعال این منطقه، رژیم با ربودن استاد ایوب گنجی از داعیان پرتحرک شهر سنندج، بعد از ضرب و شتم شدید تا سرحد مرگ، ایشان را راهی بیمارستان کرده و هم اکنون در وضعیت جسمانی بدی به سر میبرند، این در حالی است که رژیم بعد از جمعآوری کتب و نوشتههای بسیارشان که در مورد صحابه و امهاتالمومنین نوشته شده بود چندینبار ایشان را از حضور در مساجد منع کرده است.
گفتنی است که وضعیت ایشان به دلیل تزریق آمپول، نگران کننده است و بیم آن میرود که تاثیرات ناشی از سموم آن، بعد از گذشت مدت زمانی بروز نماید از این رو بر برادران واجب است که نسبت به شرایط ایشان سستی نکرده و نسبت به مداوا و احیانا بستری ایشان اقدام نمایند.
بجنورد واقع در استان خراسان شمالی نیز شاهد تکاندهندهترین صحنه سال خود بوده است.
بعد از آنکه برادران ترکمن ساکن در این شهر( محله جوادیه )بعد از دو سال زحمت شبانهروزی و خستگیناپذیر، سرانجام توانستند مسجدی را در این شهرستان با کمک و همیاری مردم آن بنا کنند رژیم با ددمنشی و مبغضانه شب سهشنبه ۷/۸/۸۶ اقدام به شهادت این مسجد کرده و چندباره یاد و خاطره مساجد شهید شده اهلسنت را در اذهان زنده کرده است.
قساوت و دشمنانگی رژیم خمینی تا به حدی است که حتی صدای اذان اهلسنت را نیز برنمیتابد و بدیهیترین حقوق یک انسان را که همانا عبادت برای خداوند است نادیده میگیرد.
آری رژیمی که خود را اسلامیمینامد و بانگ وحدت و انسجام برآورده مساجد اهلسنت را ضرار میخواند و در شهادت آنها کوچکترین شکی در خود راه نمیدهد.
رژیمی که جوغههای قتل و کشتار را به حرمین شریفین میفرستد، بر سر مسجد شهید شده شیخ فیض محمد مشهد بولدوزرها حاضر میکند، بر مسجد مکی گلوله و آتش میفرستد ..چه باک از شهادت مسجد غریبی در خراسان شمالی دارد؟
آری صفویان زندهاند...و همچنان به نابودی عقیده و ملت اهلسنت تمایل دارند و از شهادت مساجد و عبادتگاهها لذت میبرند.
اما در سیستان - منطقه غربای اهلسنت- سرانجام رژیم و اعوانش با یورش غیر انسانی به مدرسه محمدیه اسلامآباد لوتک، بر کتاب قطور ظلم و ستم خود برگی تازه افزودند.
بعد از ماهها دسیسه و توطئه، صربزادهگان تربیتشده الحاد و بیدینی با همکاری نیروها انتظامی ، بغض و حقد دفینشان را علنی کرده و اقدام به تصرف این مدرسه دینی کردهاند. علاوه براین مدیر مدرسه را نیز بازداشت کرده و روانه زندان کردهاند.( این چندمین بار است که ایشان را بازداشت میکنند)
انتظار میرود که این روند نیز بر ای جمعی از اساتید و دستاندرکاران حوزه من جمله کسانی که کمک مالی کردهاند ادامه داشته باشد.
بعد از سر کارآمدن دولت جامداندیش و انحصارگرای پاسدار احمدی نژاد، کرسیها و مدیریتهای حساس استان تماما به زابلیهای افراطی و متحجر سپرده شد و این استان محروم_ اهل سنت – به کشتارگاه ملت بلوچ تبدیل گشته است.
اعدام و بازداشت به بیشترین حد خود در سالهای آخر رسیده و علنا وفاداران انجمن حجتیه و سرسپردهگان رژیم به قلع و قمع مردم این استان میپردازند و در مقابل دیدگان جهان روزانه دهها جوان این مرزو بوم را به چوبه دار میکشند.
مجرمان اصلی این جنایات در درجه اول مسئولان بلندپایه نظام و سپس اعوان آنها در داخل استان( دهمرده، شهریاری،سلیمانی، نکونام، و ...) میباشند.
شایان ذکر است که دفتر نمایندگی ولایت فقیه در امور اهلسنت نقس اساسی را در این لعبه پلید بازی میکند و چنانکه سوابق وی نشان میدهد بزرگترین جنایتها در حق اهلسنت از مجرای تایید این مرکز جور و فساد عبور کرده است.
مهمترین ماموریت این دفتر، کما اینکه این وظیفه در کردستان برعهده مرکز بزرگ اسلامی است شناسایی و زمینهسازی جهت ترور نخبهگان و علمای اهلسنت است و در شهادت مساجد و تعطیلی مدارس دینی نیز عامل اصلی تحریک و تشویق مجریان سیاستهای شوم میباشد.
اما در این اثنا منطقه سیستان که بیش از چهل درصد آن را اهلسنت تشکیل می دهد به کانون مانور و عربدهکشی نوکران و اعوان رژیم تبدیل شده است که در آخرین اقدام آنها مدرسه محمدیه را تعطیل کرده و بر میلیونها سرمایه مردم مظلوم منطقه تسلط یافتهاند.
همچنانکه رژیم در سالهای قبل با تعطیلی مدارسی چون حوزه اهلسنت صالحآباد خراسان برنامههای ضد اسلامی خود را آغاز کرده بود اینبار نیز با همان شیوه – و با پیش کردن عدهای ناآگاه- خصومت خود را نسبت به اسلام و عقیده اسلامی بیشتر از پیش علنی کرده است.
پیشآهنگ تعطیلی این حوزه از حلقوم کسانی خارج شد که خود را آشنا میخوانند و آلت دست نظام گشتهاند و در مسیر عداوت نظام بر ضد اهلسنت نقش سپر را بازی میکنند.
آنها را به تقوای و ترس از محاسبه خداوند دعوت میکنیم و از قهر خداوند و آه و انتقام ملت مظلوم حذرشان میدهیم.
...به ذاکره و خاطره خود مراجعه کنید و رفتار رژیم و مردم را در مقابل کسانی که روزگاری نزدیک در همان جایگاه شما و بر سبیل شما پا گذاشته بودند به خاطر آورید... چه نصیبشان گشت؟! خواری بعد از عزت، اهانت بعد از احترام.
شورای مرکزی جامعه اهلسنت ایران با محکوم کردن اقدامات خصمانه رژیم غیر اسلامی و غیر مردمی ولایت فقیه، مسئول تمامی این حوادث را شخص اول حکومت میداند...
کسی که مستقیما در قتل و شهادت علما و فرزندان اهلسنت دست داشته و نقطه به نقطة مناطق اهلسنت از وحشیگریهای شخص مذکور یادگاری از خون و آتش برداشته است...
کسی که امسال نیز با خدعهای دیگر جهانیان را به تعجب واداشت و آن چیزی نبود جز نامگذاری سال 86 به عنوان سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی.
سالی که به تمام معنا دستان پلید و خونآلود خود را به سوی جامعه اهلسنت دراز کرد و از تجاوز او شجر و حجر نیز در امان نماندند.
به راستی که ظلمت شب ظالم به اوج رسیده و دستپاچگی و موهومات او را رم داده است و به هر سویی زهر میپاشد.
اما فرزندان اهلسنت زندهاند و دیر یا زود پاسخ گستاخیهای او را خواهند داد و دیگر آن روز راه گریزی نیست...پس قبل از آنکه موعد شما و اعوان شما به سر رسد بهتر و نیکفرجامتر آن است که دستان غدر و خیانت خود را از سر این ملت کوتاه کرده و به تجاوز و هتک حرمت خانههای خدا و بندگانش پایان دهید.
شورای مرکزی با اظهار همدردی با تمام قربانیان این حوادث از خداوند متعال برای آنها صبر و بردباری و اجز جزیل خواهان است. بدون شک ایستادگی شما رمز اول نصرت و پیروزی است و نشان از استعداد و لیاقت این ملت برای دستیافتن به حقوق حقه خود میباشد.
صبور باشید و در راه خداوند .و راهی که تاکنون صدها شهید وقربانی به خود گرفته است متین و مقاوم گام بردارید.
در پس ظلم ظالم تطمیع و تهدید است...تهدید او نهایتش شهادت ما و تطمیعش در صورت رضا خذلان و سرافکندگی ما است.
امروز خون علما و شهدای ما به بار نشسته است و نسیم مبارزات آنها روزهای نصرت را نوید میدهند ...مهمتر از آن سبیل مجرمین را بر ما روشن ساختهاند و این رم دشمن از دستپاچگی و رسوایی اوست.
همچنین کلیه اقشار جامعه را به همیاری و همکاری با این سواد اعظم که لحظههایش را از درد و رنج سرشار کردهاند فرا میخوانیم.
مطمئنا وضعیت اهلسنت بعد از روی کارآمدن پاسداران افراطی رو به بهبودی نخواهد رفت مگر آنکه این جامعه به پا خیزد و در راه عقیده و ایمان خود پیمان اتحاد و یکپارچگی ببندد...آری درد ما تفرقه و دوا در وحدت است.
امروز بیش از هر زمان دیگر جامعه اهلسنت به اتحاد و وحدت نیاز دارد و بایستی کوچکترین روزنههای تفرق و تمزق را بر کسانی که تاب اذان مساجد را ندارند مسدود کرده و یکصدا و یکدست گستاخیهای ظلمتپرستان را پاسخ دهیم.
اما این ندا قبل از هر کسی احزاب، جنبشها و جماعات مختلف را مخاطب قرار داده و بایستی صفوف آنها بیش از مردم به همدیگر نزدیک باشد.
سکوت احزاب و دستهجات متفاوت،سکوت جوامع و سازمانهای بینالمللی را در پی خواهد داشت، در حالی که احزاب ایرانی با کمال تاسف حتی در مقام شعار نیز از اهلسنت سخنی به میان نمیآورند چگونه از سازمانها و جوامع بینالمللی انتظار کمک و همکاری را داشته باشیم؟!
روزانه و بلکه دقائق اقوامی را نه به جرم قومیت بلکه صرف داشتن عقیدهای جدا از حکومت به سلولها میاندازند...بر چوبههای دار آویزان میکنند...فیزیکی و شخصیتی ترورشان میکنند و کسانی که داد آزادی و مرگ بر ظلم را سر دادهاند آگاهانه چشمان خود را فرو بسته بلندترین نغمه آنها سکوت است!!
برنامههای و سیاستهای رژیم در ادامه طرحهای ضد اسلامی است که سطح دنیای اسلام را در بر گرفته و هماکنون مهمترین هدف آنها در از بین بردن اهلسنت ایران خلاصه شده است.
از این رو ما تمام دنیای اسلام را مخاطب قرار داده و از آنها میخواهیم که نسبت به برادران خود احساس مسئولیت کرده و از مساعدت و ارائه راههای کارگشا دریغ نکنند.
بدون شک این آتشی است که دامان همه ما را خواهد گرفت..اگر دیروز اهلسنت ایران در این آتش گرفتار آمد امروز عراق و افغانستان میسوزد و فردا دامان هرآنکه شهادتین را بر زبان آورد خواهد گرفت.
این ندایی است که اهلسنت و همچنین خردمندان ایرانی بر دنیا میخوانند و تاریخ ثبت خواهد کرد... پس قبل از آنکه فساد و الحاد این افعی، تمام سرزمینهای شما را در برگیرد و قبل از آنکه دستپروردگان ارسالی این مرکز جور و ستم ممالک شما را هدف قرار دهند – کما اینکه در عراق و افغانستان و . ..شروع کردهاند – برای پیشگیری و درمان به موقع، به یاری اهلسنت ایران شتافته و از هرگونه اهمال و بیتفاوتی خودداری کنید.
نقاب رسوایی و نفاق این جماعت منجمد برداشته شده و اکنون با بحران سازی در تلاش برای اثبات و تحمیل خود بر جامعه اسلامی هستند.
آنچه در عراق شاهدش هستیم و لابد در افغانستان نیز خواهیم دید ثمرات خبیث مدرسه خمینی و انقلاب هزار رنگ اوست، سالهاست که حوادث عراق در ایران جاری است اما سکوت دول و ملل از طرفی و عجز اهلسنت از سوی دیگر بر این جنایات پرده پوشیده است.
پس به همه کسانی که آهی برای دادخواهی دارند و همچنین به کسانی که شعار آزادی و دفاع از حقوق بشر سر دادهاند با صراحت میگوییم که تاکنون محاسبات شما در ریشهیابی مشکلات منطقه اشتباه بوده است.
عراق و لاجرم افغانستان سالهاست که از سوی جامداندیشان هدف قرار داده شده و کشتاری که امروز بر دستان میلیشیات مقتدی صدرها میبینید...تخمی است که خمینی و یاورانش بر سرزمین دجله و فرات کاشتهاند.
جا دارد که خردمندان ومراجع اهلتشیع را نیز فرا خوانده و آنها را نیز نسبت به قبیل این حوادث تذکر دهیم:
رژیم آنچه را که انجام داده و خواهد داد تماما در زیر پرچم ایران و به اسم تشیع انجام داده است (و قطعا این ظلم اول و آخر نخواهد بود) ...آیا وقت آن فرا نرسیده که شما نیز فریاد دادخواهی سر داده و مبتدعان و خرافیان را جهت رسوایی شناسایی و معرفی کنید؟...به یاری ظالمان و مظلومان بشتابید ..ظالمان را از ظلم نگه داشته و مظلومان را یاریگر باشید.
اهلسنتی که امروز این چنین مورد هجوم قرار میگیرد و از بدیهیترین حقوق انسانی محروم گشته روزگاری نه چندان دور به درازای بیش از هشتصد سال بر این دیار حکم رانده و فرزندانی کمنظیر تحویل داده است...
رکودی که در فرهنگ و تاریخ این مملکت به وجود آمده در نتیجه تسلط ( از سال 907 ه. به بعد )خرافیان و مهملبافان بوده که جز دماری و نابودی این مملکت خدمت دیگری نداشتهاند ...
و این حق شماست که در مقابل این ظلم تاریخی به پا خاسته و فرزندان این خاک پر گهر را به روشنایی روشنگری بیدار کرده و بار دیگر همه ما را بر صبح مجد و سرافرازی این مملکت شاهد آورید.
مراجع و رجال دینی تشیع آنها که صفای قلوبشان را به بغض و حقد جلا ندادهاند نیز مخاطب این پیام هستند و آن اینکه : مسئولیت ایمانی و انسانی را به چه بهایی فروختهاند و چرا رنج و خون یک امت را اینچنین به خاطر ملوکی فاسد و منقرض به فراموشی میسپرند و یکباره مصالح نظام خرافهای را بر مصلحت امتی به دارازی تاریخ هزار و چهارصد ساله ترجیح دادهاند؟
...مردمی در همسایه شما آزادی را به اسم شنیدهاند و مهمترین تلاش آنها در زندگی، نفس کشیدن در پشت طناب اعدام است...و شما همچنان بر سکوت رضامندانه خود اصرار دارید!!!!
مملکتی که تا بر نور هدایت بود به اندازه روزهای عمرش دانشمند، ادیب و عارف تربیت کرد و تا به صراط خرافه و خذعبلات افتاد نه بر دین بود و نه بر دنیا.
ایمان و وجدان، انسانیت و آزادمردی ما و شما را فرا میخواند و صیحهای رسا میکشد که بایستی بر این شب تیره و تار چراغ بیداری برافکنده شود وروزگار میچرخد و هر کس ایام آزادی خود را خواهد دید،پس بترسید از قضاوت روزگار؛ روزگار صادق و کاذب، مصلح و مفسد را باز خواهد شناخت و آیندگان را بر نفرین و لعن ناپاکان خواهد گمارد.
در پایان شکوه و گلایه خود را به درگاه پروردگار - ناصر مظلومان- میبریم و عاجزانه از او میخواهیم که ظالمان را اگر قابل هدایتند به راه راست مستقیم کرده و اگر همچنان بر عصیان و ظلم خود اصرار دارند ریشه آنان را از زمین برکند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته
شورای مرکزی جامعه اهل سنت ایران.



در شب پنجم آبانماه، نیروهای مسلح ناشناسی که ملبس به لباس شخصی بودند اقدام به تصرف و بستن مدرسه محمدیه اسلام آباد لوتک (یکی از بزرگترین مدارس اهلسنت ایران) نمودند. طبق اخبار و گزارشهای رسیده از منطقه، نیروهای مسلح ناشناس، ساعت دوازده شب به مدرسه دینی محمدیه حملهور شده و با ایجاد رعب و وحشت و تیراندازی، 